محسن توفیقیان
اطلاعات تماس
توضیحات
به جای مقدمه (از رحمتاله صفاجو)
از آقای صفاجو خواستم درباره آقای توفیقیان چیزی بگوید که در امور اداری همکارش بود: برای همه عزیزانی که سال گذشته بازنشسته شدند آرزوی سلامتی و توفیق دارم. من با همه این دوستان به لحاظ کاری مستقیم یا غیرمستقیم خاطرات و سرگذشتهای متفاوتی را تجربه کردم. قطعاً دل ما برای این دوستان تنگ خواهد شد. به این خوش هستیم که به قول مرحوم شهید امام خامنهای عزیز «بازنشسته از شاغل جدا نیست». به تاسی از همین جمله احساس میکنم همیشه کنار هم هستیم. هر چند به لحاظ فیزیکی بازنشست شدند و رفتند اما خاطراتشان هست.
گفتید درباره توفیقیان بگویم. آدم نازنینی بود. خیلی صاف و صادق و ساده بود. یادم هست کارگزینی را ایشان در یک فاصله ۶ ماهه، کمتر یا بیشتر رفت از بچههای ستاد وزارت جهاد سابق یاد گرفت که همان امور جهادگران بود. بعد به کارگزینی مرکز آمد. بعد از مدتی قرار شد کارگزینی را تحویل من دهند و در فاصله دو سه ماه از ایشان یاد گرفتم. مدتی بعد خودم شدم مدیر اداری که همیشه مسئول کارگزینی ما بود. خیلی با عشق و علاقه نرمافزارها را یاد میگرفت و اجرا میکرد. جملهای را آقای دکتر یونسی میگفت که جالب توجه است. میگفت شما به آقای توفیقیان بگو همین امروز برای کارگری حقوق هیئت علمی را ساری و جاری کن یا برعکس! یک ساعت دیگر همه اینها را تحویل میدهد! مسلط بود به نرمافزارها و قوانین و مقررات اداری.
خدا حفظش کند.
رحمتاله صفاجو
رسیدگی به امور خانواده مقدم بر هر کار دیگر
عبارت بالا ایجازنوشته دکتر خاکبازان است درباره آقای توفیقیان.
میگوید امور خانواده خط قرمز حضورش در مرکز بود! میگویم همه ما یک تیکی داریم دیگه؟! میگوید چیزی میگویم و چیزی میشنوی! گفتم پس بگذار برای زمانی که هر دوی ما فرصت کافی داشته باشیم و خودش هم باشد!
از تولد تا کار و آموزش
متولد سال ۱۳۴۸ در تهران هستم. دوران تحصیلات ابتدایی تا پایان دبیرستان را در منطقه نارمک تهران گذراندم و در سال ۱۳۶۷ موفق به اخذ دیپلم شدم. در سال ۱۳۶۹ به خدمت مقدس سربازی اعزام شدم و پس از پایان خدمت، در سال ۱۳۷۱ وارد مرکز آموزش عالی امام خمینی(ره) شدم و همزمان مسیر تحصیلات دانشگاهیام را نیز ادامه دادم. مقاطع کاردانی و کارشناسی را در دانشگاه آزاد اسلامی واحد صفادشت گذراندم. علاقه جدی به حوزه فناوری اطلاعات و سیستمهای هوشمند موجب شد که تحصیلات خود را در این مسیر ادامه دهم و در سال ۱۳۹۰ وارد مقطع کارشناسی ارشد رشته هوش مصنوعی و رباتیک در دانشگاه آزاد اسلامی واحد صفادشت شدم و در سال ۱۳۹۲ این دوره را با موفقیت به پایان رساندم.
فعالیت حرفهای اینجانب از حدود سال ۱۳۷۲ در مرکز آموزش عالی امام خمینی(ره) آغاز شد و تا امروز که به عنوان کارشناس کامپیوتر مشغول بازنشسته شدم.
ابتدای ورودم به مرکز آموزش در سال ۱۳۷۲ بود. دیپلمه و مسئول دفتر رییس مرکز آموزش عالی امام خمینی(ره) بودم ولی با پشتکار، زحمت فراوان و مشکلات زیاد توانستم به تحصیلاتم تا کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر در گرایش هوش مصنوعی و رباتیک ادامه دهم. تا ۱۳74 به عنوان مسئول امور دانشجویی مرکز آموزش عالی امام خمینی(ره) وظیفه سازماندهی مکاتبات، برنامهریزی جلسات و پشتیبان واحدهای آموزشی بودم. ۱۳۹۰ سال ادامه خدمت در واحدهای اداری و آموزشی بود.
آخرین فعالیت کاریام در مرکز آموزش عالی امام خمینی(ره) اینها بود: مدیر یا ادمین اتوماسیون اداری/ درگاه خدمات الکترونیک/ سامانه سمپات/ ارزشیابی اعضای غیر هیات علمی
علاوه بر فعالیتهای اجرایی، از سال ۱۳۹۷ تاکنون به عنوان مدرس دانشگاه در دانشگاه سمنگان واقع در مرکز آموزش عالی امام خمینی(ره) مشغول به تدریس دروس تخصصی رشته مهندسی کامپیوتر در مقاطع کاردانی و کارشناسی هستم و تلاش داشتهام دانش و تجربه عملی خود را در اختیار دانشجویان این حوزه قرار دهم. مسیر کاری و علمی اینجانب همواره با علاقه به فناوری اطلاعات، سیستمهای هوشمند و توسعه زیرساختهای نرمافزاری همراه بود و امیدوارم تجربه سالها فعالیت در این حوزه بتواند در تربیت نسل جدید متخصصان و پیشبرد اهداف علمی و فناوری کشور مؤثر واقع شود.
۳۰ سال همراهی در مرکز آموزش عالی امام خمینی(ره)
وقتی به بیش از ۳۰ سال حضور در مرکز آموزش عالی امام خمینی(ره) فکر میکنم، اولین چیزی که در ذهنم زنده میشود نه فقط کار و مسئولیتهای اداری، بلکه صمیمیتی است که میان همکاران جریان داشت. در سالهایی که فعالیت خود را به عنوان کارشناس کامپیوتر آغاز کردم، امکانات فناوری اطلاعات مانند امروز گسترده و پیشرفته نبود. بسیاری از کارها با حوصله، آزمون و خطا و البته همکاری و همدلی همکاران پیش میرفت. خوب به یاد دارم روزهایی را که برای راهاندازی یا رفع مشکل یکی از سامانههای اداری، گاهی تا ساعتها در اتاق کامپیوتر مشغول کار بودیم. در آن روزها اگر سامانهای دچار مشکل میشد، کار بسیاری از بخشها متوقف میماند و همه با نگرانی منتظر بودند تا مشکل برطرف شود. در چنین مواقعی همکاران با صبر و همراهی در کنار ما میماندند و همین حس همکاری باعث میشد خستگی کار کمتر احساس شود. از خاطرات شیرین آن سالها، لحظاتی بود که بعد از حل یک مشکل فنی یا راهاندازی موفق یک نرمافزار جدید، همکاران با لبخند و شوخیهای دوستانه به اتاق ما میآمدند و از اینکه کارشان دوباره راه افتاد خوشحال بودند. همین لبخندها و قدردانیهای ساده، برای ما که در بخش فنی کار میکردیم، ارزش زیادی داشت و انگیزه ادامه کار را بیشتر میکرد.
در طول این سالها نسلهای مختلفی از همکاران و دانشجویان را در مرکز دیدهام؛ برخی بازنشسته شدند، برخی به مسئولیتهای بالاتر رفتند و برخی نیز تازه به جمع همکاران پیوستند. اما آنچه همیشه در این مرکز برای من ارزشمند بود، فضای علمی، احترام متقابل و روحیه همکاری میان افراد بود. امروز که به این مسیر طولانی نگاه میکنم، احساس میکنم بخش مهمی از زندگیام در همین محیط و در کنار همین همکاران سپری شده است؛ سالهایی که پر از تجربه، دوستی و خاطراتی است که همیشه در ذهنم ماندگار خواهد بود.
اولین روزهای راهاندازی سامانهها
در سالهای ابتدایی فعالیت من در مرکز آموزش عالی امام خمینی(ره)، استفاده از سامانههای رایانهای و نرمافزارهای اداری هنوز به گستردگی امروز نبود. به یاد دارم زمانی که قرار بود یکی از سامانههای اتوماسیون اداری برای اولین بار در مرکز راهاندازی شود، بسیاری از همکاران با این سیستمها آشنایی چندانی نداشتند و برایشان تازگی داشت. روزهای اول، همکاران یکییکی به اتاق ما میآمدند و درباره نحوه کار با سیستمها سؤال میکردند. گاهی برای یک کار ساده چند بار توضیح میدادیم، اما کمکم وقتی دیدند کارها سریعتر و منظمتر انجام میشود، همان همکاران به بزرگترین حامیان استفاده از این سامانهها تبدیل شدند. دیدن این تغییر و پیشرفت برای من بسیار شیرین و خاطرهانگیز بود.
یک روز پراضطراب در بخش فناوری اطلاعات
یکی از روزهایی که هیچوقت فراموش نمیکنم، زمانی بود که یکی از سامانههای مهم اداری دچار مشکل شد و بسیاری از واحدهای مرکز برای انجام کارهای روزانه خود با مشکل مواجه شدند. از همان ساعات اولیه صبح مشغول بررسی سیستمها شدیم. همکاران بخشهای مختلف مرتب تماس میگرفتند و پیگیر رفع مشکل بودند. چند ساعت با دقت و حوصله مشغول بررسی و رفع ایراد بودیم تا بالاخره مشکل برطرف شد و سامانه دوباره به حالت عادی برگشت. وقتی خبر راهاندازی دوباره سیستم در مرکز پیچید، چند نفر از همکاران با لبخند و شوخی به اتاق ما آمدند و گفتند «امروز مرکز دوباره نفس کشید!» همان لحظه خستگی چند ساعت کار فشرده از تن ما بیرون رفت.
خاطرات کاری
میتوانم به روزهایی اشاره کنم که دانشجویان برای دریافت کمک یا مشورت به دفتر میآمدند و پس از فارغالتحصیلی با موفقیتهای بزرگ به مرکز برمیگشتند و از محبت و راهنماییها یاد میکردند؛ آن لحظهها شیرینترین پاداش این مسیر کاری بودند. همچنین همکاری صمیمانه با همکاران در دوره تجهیز واحد سمعی و بصری و ایجاد امکانات آموزشی نوین از خاطرات آموزنده و ماندگارم است.
سختترین تجربه من زمانی بود که قصد ادامه تحصیل داشتم و با مقاومت برخی مدیران سطوح پایین روبهرو شدم، زیرا در آن دوره تمایل چندانی به تحصیلات تکمیلی کارمندان وجود نداشت. با وجود این، با پشتکار و سختی فراوان توانستم تحصیلاتم را در رشته کامپیوتر، هوش مصنوعی و رباتیک به پایان برسانم.
ویژگی شخصی مؤثر در این مسیر، پشتکار، نظم و علاقهمندی عمیق به یادگیری و پیشرفت بود که موجب شد با وجود محدودیتها مسیر رشد علمی و شغلی را ادامه دهم.
به جوانانی که تازه وارد دنیای کار میشوند توصیه میکنم:
منش حرفهای، اشتیاق به یادگیری و صداقت در رفتار، سرمایهای است که جایگزین ندارد.
و اگر بخواهم یک جمله از همه تجربیاتم را بگویم، این خواهد بود:
«پایداری در مسیر درست، حتی در برابر سختیها، سرانجام به شکوفایی میانجامد»
